تبليغاتX
آخر بازی [Endgame] آخربازی

-l- فقط تئاتر ابزورد -l-

 

با عرض درود خدمت دوستان و سروران گرامی . در این نیمچه پستی که می خواهم برایتان  بگذارم یکی از نمایشواره های بکت را آماده کرده ام که  با دو  ترجمه مختلف خدمتتان تقدیم می کنم . امیدوارم بخوانید و لذت ببرید . . . 

 

 

 

نمایشواره ( نفس )

 

اثر : ساموئل بکت

 

ترجمه : آربی آوانسیان

 

تایپیست : آرش وزیری

 

 

[ پرده ]

 

1 – نور ضعیف بر صحنه ای پر از زباله های گوناگون . تقریبا (پنج ثانیه) به همین حال .

 

2 – فریادی ضعیف و کوتاه بلافاصله صدای دم و همراه آن افزایش تدریجی نور تا رسیدن به اوج با هم در حدود ( ده ثانیه ) [سکوت]

 

و تقریبا ( پنج ثانیه ) به همین حال .

 

3 – بازدم همراه کاهش تدریجی نور تا رسیدن به حد اقل با هم ( نور مانند 1 ) در حدود ( ده ثانیه ) و بلافاصله مانند پیش ، فریاد .

 

[ سکوت ] و تقریبا ( پنج ثانیه ) به همین حال .

 

[ پرده ]

 

 

 

نکات :

 

زباله -  عمودی نباشد ، همه پراکنده بر روی صحنه .

 

فریاد -  لحظه ای از جیغ ضبط شده . مهم است که هر دو فریاد ها شبیه به هم باشند . آغاز و پایان کاملا با نور و نفس

 

همگام .

 

نفس - ضبط تقویت شده .

 

نور حد اکثر – نه زیاد شدید ، اگر صفر = تاریک و 10 = روشن . نور باید بین سه تا شش نوسان یابد و بر عکس .

 

 

 

 

 

 

نمایشواره ( نفس )

 

اثر : ساموئل بکت

 

ترجمه : مراد فرهاد پور

 

تایپیست : آرش وزیری

 

 

[پرده]

 

1 – نور محو بر صحنه که پر از زباله های گوناگون است . ادامه همین وضع به مدت حدودا ( 5 ثانیه ).

 

 

2 – فریادی محو و کوتاه و سپس بلافاصله صدای دم و همراه با آن افزایش آهسته نور که هر دوباهم

 

طی حدودا ( 10 ) ثانیه به حد اکثر می رسند . [سکوت] و ادامه همین وضع برای حدود ( 5 ثانیه ) .

 

 

3 – بازدم همراه کاهش آهسته نور که هر دو با هم طی حدودا ( 10 ثانیه ) به حد اقل ( نور همچون

 

بخش 1 ) می رسند و سپس بلافاصله فریادی مشابه قبل . [سکوت] و ادامه همین وضع برای حدود

 

(5 ثانیه ) .

 

[پرده]

 

نکات :

 

 

زباله ها : هیچ چیز عمودی نیست . همه چیز پخش و پلاست .

 

فریاد : نمونه ای از صدای ضبط شده نوزاد به هنکام تولد . ضروری است که هر دو  فریاد  یک

 

سان بوده و روشن و خاموش شدن دستگاه ضبط بر اساس همزمانی دقیق نور و نفس صورت

 

گیرد .

 

نفس : ( دم و باز دم ) نمونه ضبط شده که با صدای بلند پخش می شود .

 

حداکثر نور : بدون درخشش . اگر تاریکی = صفر  و  درخشش = ده  باشد ، تغییر نور صحنه

 

باید از 3 تا 6 و برعکس باشد .

 

تا به حال به ابهت این نویسنده با وقار ندیده ام !!!

|+| نوشته شده توسط آرش وزیری سلطان ابزورد!!! در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 4:17 قبل از ظهر |

 

این هم یک عکس از نمایش جشن تولد اثر معروف هارولد پینتر که

از نویسندگان معروف مکتب ابزورد هست . . .

 

 

این هم از خود هارولد پینتر بزرگ وار در

جوانی . . .

 

 

این هم از آقای خودم جناب بکت کبیر .

 

این عکس مربوط به در انتظار گودو اجرای روژه بلن هست

البته اجرای اولش نیست . . .

 

 

این هم یک پوستر زیبا از اجرای آخر بازی اثر بی بدیل بکت

 

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش وزیری سلطان ابزورد!!! در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت 0:13 قبل از ظهر |

گروتسک و ریشه ها

 

و پیوند آن با درام ابزورد .

 

 

با سلام خدمت دوستان خوب و محترم و بازدید کنندگان این وبلاگ .امیدوارم هفته خوبی را سپری کرده باشید و به انتظار مطالب جدید این وبلاگ بوده باشید . تصمیم دارم هفته ای دو با تجدید مطلب کنم چرا که مطالب و

نوشته هایی که آماده کرده ام بسیار زیاد شده اند و بهتر است به جای دریغ کردن و شما را در انتظارگذاشتن  مطالب را تقدیم حضورتان کنم .

 

این پست همان طور که از عنوانش پیداست در باره عنصری بسیار مهم در پیشبرد درام مدرن و ابزورد است. و در واقع یکی از ستون های محکم و استوار آن می باشد . ( گروتسک ) صنعتی ادبی – هنری که ریشه های

بسیار کهن و پریمیتیوی دراد . ریشه های آن به دوران غار نشینی و نوشته ها و نقاشی هایش غار نشینی  و سنگ نویسی را به یاد آدم می آورد . دوره ای که انسان برای شکار و طلسم حیوان مورد نظرش تصویر آن  را برروی دیواره های غار می کشید و در مثابل آن تیر ها و سنگ های شکارش را پرتاب می کرد تا در واقع بتواند این حیوان را در عالم واقع به خوبی تسخیر و  مسخ خویش کند . نقاشی هایی که امروزه در غارهای ایتالیا  و فرانسه کشف شده اند . گروتسک واژه ای ایتالیایی الاصل با ریشه ای مادرزاد ایتالیایی است و از صنعت وهنر کاریکاتور وارد دنیای ادبیات شده است . پس از نقاشی های دوره غار نشینی گروتسک وارد مرحله جدیدی  از دوران حیات خود شد . بله . نقاشی هایی در دوره قرون وسطی که شکنجه و مراسم های وحشتناک اعدا م و مجازات های آنچنانی را به تصویر کشیده اند . انسان های مجرمی را که بر نیزه کرده و تا عرش آسمان برده اند تا به حدی که تن و بدنشان به خورشید خورده و در جهنمی سوزان گرفتار آمده اند و فرشته های مطرودو سقوط کرده نیز دورو بر آنها می پلکند و چرخ می زنند و ایشان را عذاب میدهند . از طرفی این نقاشی ها طنز و مسخرگی و خنده را به ارمغان می اورند و از طرف دیگر رعب و وحشت را یاد آور می شوند و  همین دو گانه بودن است که گروتسک را می سازد و  به وجود می آورد . در مراحل بعدی گروتسک وارد  دوران دیگری شده که حال و هوایی مدرن تر دارد . کاریکارتو و نقاشی طنزگونه ای که این صنعت را در خود کاملتر  می کند برای

گروتسگ اعتباری جدیدتر می آفریند . دست و پاهای غیر طبیعی و خطوط  عجیبی که عیب و نقص صورت  را به شکل مضحک و چندش آوری نشان می دهد .

 

بالاخره در دنیای ادبیات در دوره شکوفایی درام مدرن و کمی پس ازنمایشنامه های ( ایبسن )  نیز  گروتسک وارد آخرین مرحله از کمال خود می شود و  با ادبیات مدرن است  که این صنعت معنای کاملا  تازه ای  به خود می گیرد و هویتش از آنچه که بود تغییری صد و هشتاد  درجه می یابد . در نخستین آثاری که می توانیم  این صنعت ادبی مهم را بیابیم می توان از  نمایشنامه های ( آلفرد ژاری و گیوم آپولینر )  نیز نام برد .  ( شاه اوبو ) اثر آلفرد ژاری و ( پستانهای تیرزیاس ) اثر ( گیوم آپولینر )  نخستین آثاری هستند که ازگروتسک بهره برده اند و گروتسک را وارد ادبیات نموده اند . نمایشنامه شاه اوبو نمایشنامه ای کاملا متفاوت با دیگر نمایشنامه هایی است که در آن دوران وجود داشته است . در این اثر با پادشاه شکم باره ای برهنه با پستانکی در دهان  روبرو می شویم که اگر به دستورات و خواسته هایش رسیدگی نشود همچون بچه ای سه ساله شروع به  نق  و نوق و گریه و زاری می کند! این پادشاه که اوبو نام دارد از شیر مادش می خورد و مادرش زن  جوانی استکه

پس از گذشت پنجاه سال از گذشت عمر شاه اوبو پسرش هنوز جوان مانده و تغییری در سنش حاصل  نیامده است ! و در واقع این نمایشنامه که خط داستانی آنچنانی هم ندارد نخستین نمایشنامه ابزورد به  شمار  می رود که بنا به دلایلی ارزش و اعتبار چندانی به آن گذارده نشده است . و اما نمایشنامه پستانهای  تیرزیاس که راه گشای مکتب سوررئالیسم است ( به طوری که گفته شده نخستین بار واژه سوررئالیسم در این  درام  نیز آورده شده ) اثر گیوم آپولینر است که از گرونسک به خوبی استفاده نموده است . این نمایشنامه  به دورا نی نیز اشاره دارد که فرانسه دستخوش تحولات منفی رشد و جمعیت ناشی از جنگ جهانی اول بود و جمعیتش روز به روز رو به کاهش و کمبود می رفت . در داستان این نمایشنامه تیرزیاس پیشگو با زنی ازدواج می کند و خود مسئولیت زاییدن فرزندانش را به عهده می گیرد و از یک شکم هزاران فرزند به دنیا می آورد و پس از  این که کار زاییدن فرزندان به اتمام میرسد پستانهای همسرش آنقدر باد می شود که همچون بالن در می آیندوبه آسمان می روند !

 

گروتسک در معنای امروزی اش آشتی دادن دو جریان فکری متضاد است که دو یا چند حالت را  همزمان ارائه داده و دچار چندگانگی فکری می گردد . مثلا اگر به رمان ( مسخ ) اثر  ( فرانتس کافکا )  بنگریم خواهیم  دید که گروتسک چگونه عمل می کند . در جمله نخست این رمان می خوانیم : " یک روز صبح همین که گره گوار سامسا از خوابهای آشفته برخاست دید که در رختخواب خود به حشره تمام عیار عجیبی مبدل شده است  "

این جمله در عین سادگی و باور پذیری بسیار خنده دار و مضحک است .  نسانی که در رختخواب خود  چشم باز می کند و خود را حشره چندش آوری می یابد که پشت زره مانند گمبدی شکلش مانع از غلت زدن اوبروی

پهلو می شود ! ولی از طرفی این وضعیت جدای خنده دار بودنش وضعیتی  هولناک  و  بسیار  ترسناک است به طوری که اگر خود را در آن حالت فرض کنیم دلمان از جا کنده می شود ! این وضعیت نا بهنجار و غیر عادی

هم باعث خنده شده و هم ترس و چندش . پس به همین خاطر چند جریان فکری متضاد را با هم پیوند  میدهد و هیچ کدام را بر دیگری برتری نمی نهد .

 

اگر به ادبیات مدرن نگاهی بیاندازیم با آثار بی شماری روبرو می شویم که از این صنعت ادبی استفاده کرداند اما بیشترین سهم را ( مکتب ابزورد ) دارد و اگر به تمامی آثار این مکتب نگاه کنیم  بدون استثناء با انواع  دیگر گروتسک آشنا می شویم . من چند اثر را که شاهکار هایی در این حیطه به شمار می روند را نام می برم  تا به خوبی این قضیه روشن گردد .

 

1 – در انتظار گودو

 

در این اثر لحظاتی کمیک و گروتسک وجود دارد . مثلا در  آن بخشی که لاکی شروع به رقصیدن  و  آن نطق طولانی خود می شود و باعث می شود بین هر چهار نفرشان دعوایی سخت سر بگیرد و هر چهار نفربروی یکدیگر بیفتند و گلاویز شوند . تین صحنه وضعیتی مضحک و در عین حال عصبی کننده  را در درون خود  القا می کند. یا صحنه تعویض کلاه ها و خوردن استخوان های مرغ پوتزو توسط استراگون . . .

 

 

2 – کرگدن

 

در این شاه کار اثر اوژن یونسکو با صحنه های بسیار جالبی روبرو هستیم . کرگدن شدن انسانها !!! در عین مضحک بودن ولی جای تعجب و بسی شگفتی است و در نگرشی عمیق به این مسئله می رسیم که چه وحشتناک و هولن انگیز است دچار شدن بدین وضع !

 

 

البته آثار فراوانی را می توان مثال زد که در این مجال نمی گنجد و در پست های آینده نیز بدین آثار بیشتر  می گردد.

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش وزیری سلطان ابزورد!!! در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 11:22 بعد از ظهر |