بیوگرافی وآثار نمایشی "ادوارد آلبی"
ادوارد آلبی :
ادوارد فرانکلین آلبی (متولد ۱۲ مارس ۱۹۲۸) نمایشنامه نویس شهیر آمریکایی که بیشتر بخاطر نگارش چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد و رویای آمریکایی در ایران معروف است. کارهای اولیه او به شکلی گونهٔ آمریکایی تئاتر پوچی و تاثیر پذیرفته از افرادی چون ژان ژنه، ساموئل بکت و اوژن یونسکو بود اما در واقع نمایشهای وی نقد جامعه آمریکا میباشند.
زندگینامه :
پدر و مادر اصلیش در کودکی وی را به خانواده بزرگ آلبی سپردند و وی در ناز و نعمت بزرگ شد و در بهترین مدارس تحصیل کرد. هنگامی که در سن ۲۰ سالگی به هویت اصلی خود پی برد خانه را ترک کرد و به کارهای سطح پایینی چون دستفروشی و پادویی پرداخت و ۱۰ سال زندگی با مشقت را تجربه کرد. در همین سالها بود که با تولنتون وایلدر آشنا شد. وی که خود از نمایشنامه نویسان مشهور آن دوران بود، آلبی را تشویق به نوشتن نمایشنامه کرد که نتیجه آن داستان باغ وحش (۱۹۵۸) شد و آلبی آن را به عنوان هدیه تولد ۳۰ سالگی به خودش تقدیم کرد.ادوارد آلبی با صدای خشدار خود در آستانه اجرای دوباره نمایشنامه کمدی تحسینشدهاش به نام «موازنه ظریف»، گفت: «بگذار چیزی به یادتان بیاورم، شاید برخی بدانند، اما خیلیها نمیدانند. یک نمایشنامهنویس یا هر هنرمند دیگری همینطور است، کتاب زندگینامهاش ناقص است، اما اثرش عصاره وجود اوست.»
شاید همچنان بسیاری آلبی ۸۳ ساله را با نمایشنامه درخشانش یعنی «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» به یاد بیاورند، اما او در این سن چنان در تئاتر و آثارش غرق است که نویسندههایی که نصف او سن دارند به او حسادت میکنند.
او بطور مداوم نمایشنامههای خود را روی صحنه میبرد و همچنان قلمش به راه است: آخرین اثر آلبی پیوستی تکپردهای برای اولین نمایشنامه خودش به نام «داستان باغوحش» است. «داستان باغوحش» اولین بار سال ۱۹۵۹ روی صحنه رفت.
علاوه بر این او هر بهار را با درس دادن به نمایشنامهنویسان جوان در دانشگاه هیوستون سپری میکند. آلبی درمورد تدریس گفت: «سعی میکنم به یادشان بیاورم اگر تاریخ تئاتر را بررسیکنند متوجه خواهند شد تئاتر همیشه سعی کرده دنیا را تغییر دهد.»
خودش درمورد دیالوگ معتقد است: «دیالوگ در نمایشنامه واقعیتر از دیالوگ در زندگی واقعی است به همین دلیل مصنوعی به نظر میرسد. کاری ندارد یک ساعت از صحبتهای خود و دوستانتان را ضبط کنید و بعد آن را بدهید چند بازیگر اجرا کنند. میدانید تماشاگرها چه میگویند؟ هیچکس اینطور حرف نمیزند.»
آلبی افزود: «به شاگردانم میگویم اگر میخواهید چیزی از ساختار نمایشنامه دستگیرتان شود به پیشدرآمدها و فوگهای (گریزهای) باخ گوش دهید. هشت نه ساله بودم که موسیقی کلاسیک را کشف کردم. به نظرم چیزهایی که درمورد ذات ساختار نمایشی یاد گرفتم از ذات موسیقی میآمد که گوش میکردم. نیمی از اوقات خودم را یک آهنگساز میدانم.»
درمورد رابطه نمایشنامههای آلبی و شرایط بزرگ شدن او کاغذهای بسیاری سیاه شده است. او مدت کوتاهی پس از تولد از سوی رید آلبی به فرزندخواندگی پذیرفته شد. رید آلبی وارث میلیونر یک امپراتوری تئاتر وودویل در نیویورک بود. خودش گفته است درکودکی دوست داشته از آن دنیا فرار کند، اما دلیل این فرار هیچوقت نبود خوشبختی نبوده و برای پیدا کردن خوشبختی هم نویسنده نشده است.
آلبی در این مورد توضیح داد: «زندگی خیلی خیلی شادی داشتم. هیچوقت فکر نمیکردم به آن دنیا تعلق دارم پس آن شادی و خوشبختی به من صدمهای نزد.»
این نمایشنامهنویس به بدبینی هم اعتقادی ندارد و درمورد نمایشنامههایی که این انگ را خوردهاند، گفت: «بدبینی نیست، به نظر من عینیتگرایی است. من با یک تِز نوشتن را شروع نمیکنم که بعدش شخصیت را را در آن تز جا بدهم، نه. شخصیتها را خلق میکنم و مینویسم تا ببینم چرا درمورد آنها مینویسم.»
آلبی تاثیر تورنتون وایلدر، یکی از بزرگان نمایشنامهنویسی آمریکا را بر خود تایید کرد و گفت در جوانی شعرهایم را به او نشان دادم؛ «به من گفت نمایشنامه بنویسم. فکر نکنم چیزی از نمایشنامه در شعرهایم بود. بیشتر میخواست شعر را از شر من حفظ کند.»
این نمایشنامهنویس درمورد دوران افول خود با هیجان گفت: «به این دلیل از مد افتادم که «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» را مدام تکرار نکردم. متنهایی که در دوران مثلا افول خود نوشتهام نگاه میکنم و به نظرم هر کدام از آنها به شیوه خودشان به اندازه متنهایی که پیشتر نوشته بودم جالب هستند.»
" ماجرای باغ وحش " ابتدا با بی اعتنایی از سوی تهیه کنندگان امریکایی مواجه می شود، اما پس از چند ماه همراه نمایشنامه " آخرین نوار کراپ " اثر ساموئل بکت در همان سال در برلین بر صحنه می رود. همین مساله موجب توجه بیشتر مخاطبین به این نمایش می شود. چون بکت در آن زمان به عنوان یکی از درام نویسان پیشرو شهرت زیادی داشت که به دیده شدن نخستین اثر یک نمایشنامه نویس جوان کمک می کند. در عین حال همزمانی بر پرده رفتن این دو نمایش موجب می شود، ادوارد آلبی به عنوان یکی از نمایشنامه نویسان ابزورد شناخته شود.
پس از این نمایش آلبی درام " مرگ بسی اسمیت " را به نگارش در می آورد که داستان مرگ تصنیف خوان سیاهپوستی است که قربانی تعصبانی تبعیض نژادی می شود. این نمایش هم در برلین بر پرده می رود. نمایشنامه " رویای امریکایی " که در سال 1961 سومین نوشته این نمایشنامه نویس به شمار می رود که طی آن نویسنده کاریکاتوری از امریکای زمان خود ارایه می کند. ارایه این نمایشنامه ها و اجرای آن در کشورهای اروپایی موجب می شود آلبی در خارج از امریکا شهرت نسبی پیدا کند و مضمون و محتوای آثاری او را در زمره اعضای نهضت تئاتر پیشرو قرار می دهد.
نمایشنامه " چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد ؟" که در سال 1962 به نگارش در می آید، برای ادوارد آلبی شهرتی جهانی به ارمغان می آورد و پس از اجرای صحنه ای آن که با موفقیت چشمگیری مواجه می شود، از سوی تهیه کنندگان هالیوودی مورد توجه قرار می گیرد و تبدیل به فیلم سینمایی می شود. " آلیس کوچولو " که در سال 1964 به وسیله این نویسنده به رشته تحریر در می آید، اثری متفاوت است که با آثار قبلی این نمایشنامه نویس متفاوت است و بیشتر از جنبه های انتزاعی برجسته ای بهره می برد. نویسنده در این اثر به بیان عقاید و اعتراض های خود در خصوص به کار گرفتن انسانها به عنوان ابزار در جوامع معاصر می پردازد و مساله ماشینیسم را به عنوان آفتی برای مردم جهان معرفی می کند.نمایشنامه " توازنی ظریف " که در سال 1966 انتشار می یابد، دیگر اثر این نویسنده است که همان سال به صحنه می رود. این نمایشنامه بسیار ظریف و پر اندیشه است و به این اصل کلی اشاره می کند که در یک زمان مشخص و واحد این امکان وجود دارد که شکل صحیح و کامل یک مطلب یا ذهنیت در کنار شکل انحراف یافته همان مساله قرار بگیرد. این مساله به گونه ای ظریف در نمایشنامه مطرح می شود و خواننده هنگام مطالعه این اثر باید متوجه رشته های جداگانه و بسیار ظریفی باشد که آرام آرام به یکدیگر تنیده می شوند.
آلبی همانند ابزوردیست ها تلاش می کرد که واقعیت انسان را به نمایش در آورد، اما پیشگامان مکتب ابزورد همانند ژان پل سارتر، آلبر کامو، ساموئل بکت، اوژن یونسکو، ژان ژنه و هارولد پینتر واقعیت انسان را در منطق خاص فلسفه ابزورد جستجو می کردند، در حالی که آلبی توجه خود را به سمت توهماتی معطوف می ساخت که انسان را از واقعیت جدا می سازد. اروپایی های پایبند به مکتب ابزورد، بی معنایی موجود در پدیده های هستی را واقعیتی متا فیزیکی می دانستند، در حالی که از نظر آلبی جهان بی معنا است، چون زیر ساخت های اخلاقی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی که بشر برای دست یافتن بر تخیلاتش بنا کرده است به طور کلی فرو ریخته اند. به همین خاطر توهم در آثار این نویسنده حضوری جدی دارد و هر چه آثار او به جلوتر می رود، نگاه او نسبت به واقعیت پیچیده تر می شود دیگر نوشته ادوارد آلبی " جعبه شن " نام دارد که شباهت هایی با درام " رویای امریکایی " دارد. او در این نمایشنامه چند شخصیت را از " رویای امریکایی " وام می گیرد و آنها را در موقعیتی متفاوت اما سرنوشتی یکسان قرار می دهد. " جعبه شن " در اصل نام گور مادر بزرگ است که نمادی از نسل اول امریکایی ها را مجسم می کند. شخصیت هایی که از " رویای امریکایی " به این اثر راه پیدا می کنند، نمادی از نسل میانی امریکایی ها را به نمایش در می آورد که با استفاده از ابزارهای مشابه در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند. تاثیر آلبی از آثار اوژن یونسکو به خصوص نمایشنامه " آوازه خوان طاس " به خوبی مشخص است.
این نویسنده در آثارش اعتقادی به پایان خوش نداشت و برای خلق موقعیت های تراژیک خود را به زحمت نمی انداخت، بلکه در این زمینه با نویسندگان ابزورد هم عقیده بود. او از نظر فکری جذب آن بخش از مکتب اگزیستانسیالیسم بود که به کوشش بشر برای معنا دادن به موقعیت های بی مفهوم اشاره می کند. در آثار وی جنبه های محلی ارزش کمتری نسبت به جنبه های جهانی اثر دارد. به همین خاطر دنیایی که او تصویر می کند همه جا و هیچ جا است و مقصود او جای به خصوصی نیست، بلکه کل جهان را در نظر دارد.
این نمایشنامهنویس وقتی به یاد نسخه سینمایی «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» با بازی ریچارد برتن و الیزابت تیلور افتاد گفت: «تیلور ۲۰ سال از نقش کوچکتر بود، اما بازی فوقالعادهای کرد. نقش را اعتلا بخشید. به نظرم بهترین بازیاش در یک فیلم بود و من به او افتخار میکنم.»
ادوارد آلبی که دو بار برنده جایزه تونی، سه بار برنده جایزه پولیتزر و سه بار هم برنده جایزه درامادسک شده با وجود سن و سالی که از او گذشته همچنان فعال است. او درمورد موفقیت و اقبال عمومی این روزها معتقد است هرکس نگاه خود به یک اثر را دارد و دیگر چندان به فکر واکنشها نیست و جواب سئوال «نمایشنامه شما چطور است؟» را با عبارت «آه، این متن حدود یک و ساعت و نیم طول میکشد!» میدهد.
نمایشنامهها :
داستان باغ وحش
مرگ بسی اسمست
رویای آمریکایی
ادوارد فرانکلین آلبی (متولد ۱۲ مارس ۱۹۲۸) نمایشنامه نویس شهیر آمریکایی که بیشتر بخاطر نگارش چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد و رویای آمریکایی در ایران معروف است. کارهای اولیه او به شکلی گونهٔ آمریکایی تئاتر پوچی و تاثیر پذیرفته از افرادی چون ژان ژنه، ساموئل بکت و اوژن یونسکو بود اما در واقع نمایشهای وی نقد جامعه آمریکا میباشند.
زندگینامه :
پدر و مادر اصلیش در کودکی وی را به خانواده بزرگ آلبی سپردند و وی در ناز و نعمت بزرگ شد و در بهترین مدارس تحصیل کرد. هنگامی که در سن ۲۰ سالگی به هویت اصلی خود پی برد خانه را ترک کرد و به کارهای سطح پایینی چون دستفروشی و پادویی پرداخت و ۱۰ سال زندگی با مشقت را تجربه کرد. در همین سالها بود که با تولنتون وایلدر آشنا شد. وی که خود از نمایشنامه نویسان مشهور آن دوران بود، آلبی را تشویق به نوشتن نمایشنامه کرد که نتیجه آن داستان باغ وحش (۱۹۵۸) شد و آلبی آن را به عنوان هدیه تولد ۳۰ سالگی به خودش تقدیم کرد.ادوارد آلبی با صدای خشدار خود در آستانه اجرای دوباره نمایشنامه کمدی تحسینشدهاش به نام «موازنه ظریف»، گفت: «بگذار چیزی به یادتان بیاورم، شاید برخی بدانند، اما خیلیها نمیدانند. یک نمایشنامهنویس یا هر هنرمند دیگری همینطور است، کتاب زندگینامهاش ناقص است، اما اثرش عصاره وجود اوست.»
شاید همچنان بسیاری آلبی ۸۳ ساله را با نمایشنامه درخشانش یعنی «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» به یاد بیاورند، اما او در این سن چنان در تئاتر و آثارش غرق است که نویسندههایی که نصف او سن دارند به او حسادت میکنند.
او بطور مداوم نمایشنامههای خود را روی صحنه میبرد و همچنان قلمش به راه است: آخرین اثر آلبی پیوستی تکپردهای برای اولین نمایشنامه خودش به نام «داستان باغوحش» است. «داستان باغوحش» اولین بار سال ۱۹۵۹ روی صحنه رفت.
علاوه بر این او هر بهار را با درس دادن به نمایشنامهنویسان جوان در دانشگاه هیوستون سپری میکند. آلبی درمورد تدریس گفت: «سعی میکنم به یادشان بیاورم اگر تاریخ تئاتر را بررسیکنند متوجه خواهند شد تئاتر همیشه سعی کرده دنیا را تغییر دهد.»
خودش درمورد دیالوگ معتقد است: «دیالوگ در نمایشنامه واقعیتر از دیالوگ در زندگی واقعی است به همین دلیل مصنوعی به نظر میرسد. کاری ندارد یک ساعت از صحبتهای خود و دوستانتان را ضبط کنید و بعد آن را بدهید چند بازیگر اجرا کنند. میدانید تماشاگرها چه میگویند؟ هیچکس اینطور حرف نمیزند.»
آلبی افزود: «به شاگردانم میگویم اگر میخواهید چیزی از ساختار نمایشنامه دستگیرتان شود به پیشدرآمدها و فوگهای (گریزهای) باخ گوش دهید. هشت نه ساله بودم که موسیقی کلاسیک را کشف کردم. به نظرم چیزهایی که درمورد ذات ساختار نمایشی یاد گرفتم از ذات موسیقی میآمد که گوش میکردم. نیمی از اوقات خودم را یک آهنگساز میدانم.»
درمورد رابطه نمایشنامههای آلبی و شرایط بزرگ شدن او کاغذهای بسیاری سیاه شده است. او مدت کوتاهی پس از تولد از سوی رید آلبی به فرزندخواندگی پذیرفته شد. رید آلبی وارث میلیونر یک امپراتوری تئاتر وودویل در نیویورک بود. خودش گفته است درکودکی دوست داشته از آن دنیا فرار کند، اما دلیل این فرار هیچوقت نبود خوشبختی نبوده و برای پیدا کردن خوشبختی هم نویسنده نشده است.
آلبی در این مورد توضیح داد: «زندگی خیلی خیلی شادی داشتم. هیچوقت فکر نمیکردم به آن دنیا تعلق دارم پس آن شادی و خوشبختی به من صدمهای نزد.»
این نمایشنامهنویس به بدبینی هم اعتقادی ندارد و درمورد نمایشنامههایی که این انگ را خوردهاند، گفت: «بدبینی نیست، به نظر من عینیتگرایی است. من با یک تِز نوشتن را شروع نمیکنم که بعدش شخصیت را را در آن تز جا بدهم، نه. شخصیتها را خلق میکنم و مینویسم تا ببینم چرا درمورد آنها مینویسم.»
آلبی تاثیر تورنتون وایلدر، یکی از بزرگان نمایشنامهنویسی آمریکا را بر خود تایید کرد و گفت در جوانی شعرهایم را به او نشان دادم؛ «به من گفت نمایشنامه بنویسم. فکر نکنم چیزی از نمایشنامه در شعرهایم بود. بیشتر میخواست شعر را از شر من حفظ کند.»
این نمایشنامهنویس درمورد دوران افول خود با هیجان گفت: «به این دلیل از مد افتادم که «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» را مدام تکرار نکردم. متنهایی که در دوران مثلا افول خود نوشتهام نگاه میکنم و به نظرم هر کدام از آنها به شیوه خودشان به اندازه متنهایی که پیشتر نوشته بودم جالب هستند.»
" ماجرای باغ وحش " ابتدا با بی اعتنایی از سوی تهیه کنندگان امریکایی مواجه می شود، اما پس از چند ماه همراه نمایشنامه " آخرین نوار کراپ " اثر ساموئل بکت در همان سال در برلین بر صحنه می رود. همین مساله موجب توجه بیشتر مخاطبین به این نمایش می شود. چون بکت در آن زمان به عنوان یکی از درام نویسان پیشرو شهرت زیادی داشت که به دیده شدن نخستین اثر یک نمایشنامه نویس جوان کمک می کند. در عین حال همزمانی بر پرده رفتن این دو نمایش موجب می شود، ادوارد آلبی به عنوان یکی از نمایشنامه نویسان ابزورد شناخته شود.
پس از این نمایش آلبی درام " مرگ بسی اسمیت " را به نگارش در می آورد که داستان مرگ تصنیف خوان سیاهپوستی است که قربانی تعصبانی تبعیض نژادی می شود. این نمایش هم در برلین بر پرده می رود. نمایشنامه " رویای امریکایی " که در سال 1961 سومین نوشته این نمایشنامه نویس به شمار می رود که طی آن نویسنده کاریکاتوری از امریکای زمان خود ارایه می کند. ارایه این نمایشنامه ها و اجرای آن در کشورهای اروپایی موجب می شود آلبی در خارج از امریکا شهرت نسبی پیدا کند و مضمون و محتوای آثاری او را در زمره اعضای نهضت تئاتر پیشرو قرار می دهد.
نمایشنامه " چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد ؟" که در سال 1962 به نگارش در می آید، برای ادوارد آلبی شهرتی جهانی به ارمغان می آورد و پس از اجرای صحنه ای آن که با موفقیت چشمگیری مواجه می شود، از سوی تهیه کنندگان هالیوودی مورد توجه قرار می گیرد و تبدیل به فیلم سینمایی می شود. " آلیس کوچولو " که در سال 1964 به وسیله این نویسنده به رشته تحریر در می آید، اثری متفاوت است که با آثار قبلی این نمایشنامه نویس متفاوت است و بیشتر از جنبه های انتزاعی برجسته ای بهره می برد. نویسنده در این اثر به بیان عقاید و اعتراض های خود در خصوص به کار گرفتن انسانها به عنوان ابزار در جوامع معاصر می پردازد و مساله ماشینیسم را به عنوان آفتی برای مردم جهان معرفی می کند.نمایشنامه " توازنی ظریف " که در سال 1966 انتشار می یابد، دیگر اثر این نویسنده است که همان سال به صحنه می رود. این نمایشنامه بسیار ظریف و پر اندیشه است و به این اصل کلی اشاره می کند که در یک زمان مشخص و واحد این امکان وجود دارد که شکل صحیح و کامل یک مطلب یا ذهنیت در کنار شکل انحراف یافته همان مساله قرار بگیرد. این مساله به گونه ای ظریف در نمایشنامه مطرح می شود و خواننده هنگام مطالعه این اثر باید متوجه رشته های جداگانه و بسیار ظریفی باشد که آرام آرام به یکدیگر تنیده می شوند.
آلبی همانند ابزوردیست ها تلاش می کرد که واقعیت انسان را به نمایش در آورد، اما پیشگامان مکتب ابزورد همانند ژان پل سارتر، آلبر کامو، ساموئل بکت، اوژن یونسکو، ژان ژنه و هارولد پینتر واقعیت انسان را در منطق خاص فلسفه ابزورد جستجو می کردند، در حالی که آلبی توجه خود را به سمت توهماتی معطوف می ساخت که انسان را از واقعیت جدا می سازد. اروپایی های پایبند به مکتب ابزورد، بی معنایی موجود در پدیده های هستی را واقعیتی متا فیزیکی می دانستند، در حالی که از نظر آلبی جهان بی معنا است، چون زیر ساخت های اخلاقی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی که بشر برای دست یافتن بر تخیلاتش بنا کرده است به طور کلی فرو ریخته اند. به همین خاطر توهم در آثار این نویسنده حضوری جدی دارد و هر چه آثار او به جلوتر می رود، نگاه او نسبت به واقعیت پیچیده تر می شود دیگر نوشته ادوارد آلبی " جعبه شن " نام دارد که شباهت هایی با درام " رویای امریکایی " دارد. او در این نمایشنامه چند شخصیت را از " رویای امریکایی " وام می گیرد و آنها را در موقعیتی متفاوت اما سرنوشتی یکسان قرار می دهد. " جعبه شن " در اصل نام گور مادر بزرگ است که نمادی از نسل اول امریکایی ها را مجسم می کند. شخصیت هایی که از " رویای امریکایی " به این اثر راه پیدا می کنند، نمادی از نسل میانی امریکایی ها را به نمایش در می آورد که با استفاده از ابزارهای مشابه در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند. تاثیر آلبی از آثار اوژن یونسکو به خصوص نمایشنامه " آوازه خوان طاس " به خوبی مشخص است.
این نویسنده در آثارش اعتقادی به پایان خوش نداشت و برای خلق موقعیت های تراژیک خود را به زحمت نمی انداخت، بلکه در این زمینه با نویسندگان ابزورد هم عقیده بود. او از نظر فکری جذب آن بخش از مکتب اگزیستانسیالیسم بود که به کوشش بشر برای معنا دادن به موقعیت های بی مفهوم اشاره می کند. در آثار وی جنبه های محلی ارزش کمتری نسبت به جنبه های جهانی اثر دارد. به همین خاطر دنیایی که او تصویر می کند همه جا و هیچ جا است و مقصود او جای به خصوصی نیست، بلکه کل جهان را در نظر دارد.
این نمایشنامهنویس وقتی به یاد نسخه سینمایی «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» با بازی ریچارد برتن و الیزابت تیلور افتاد گفت: «تیلور ۲۰ سال از نقش کوچکتر بود، اما بازی فوقالعادهای کرد. نقش را اعتلا بخشید. به نظرم بهترین بازیاش در یک فیلم بود و من به او افتخار میکنم.»
ادوارد آلبی که دو بار برنده جایزه تونی، سه بار برنده جایزه پولیتزر و سه بار هم برنده جایزه درامادسک شده با وجود سن و سالی که از او گذشته همچنان فعال است. او درمورد موفقیت و اقبال عمومی این روزها معتقد است هرکس نگاه خود به یک اثر را دارد و دیگر چندان به فکر واکنشها نیست و جواب سئوال «نمایشنامه شما چطور است؟» را با عبارت «آه، این متن حدود یک و ساعت و نیم طول میکشد!» میدهد.
نمایشنامهها :
داستان باغ وحش
مرگ بسی اسمست
رویای آمریکایی
چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد؟
تهیه،گردآوری وتنظیم توسط دوست هنرمندم جناب آقای رضا کناریوند
بدرود
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 21 توسط آرش وزیری شاهزاده ی ابزورد
|
با درود بر روح مقدس ابزورد و شاهزاده ی ابزورد ایران ( آرش وزیری ) این وبلاگ فقط درباره ی ادبیات دراماتیک و تئاتر (ابزورد) می باشد.آثار و بیوگرافی نویسندگانی همچون ( ساموئل بکت - اوژن یونسکو - هارولد پینتر - ادوارد آلبی - آرتور آداموف - فریناندو آرابال - آرتور کوپیت ) و دیگر نویسندگان این مکتب بزرگ را در این وبلاگ می خوانید.اگر در سرتاسر اینترنت پیرامون تئاتر ابزورد جستجو کنید به این نتیجه خواهید رسید که در هیچ یک از سرویس های فارسی زبان به اندازه وبلاگ حاضر درباره تئاتر ابزورد مطلب نوشته نشده است و گسترده گی مطلب به حدی است که حتی برای تحقیق های کلاسی و حتی پایان نامه کارشناسی دانشجویان محترم می توانند به این وبلاگ رجوع کنند!